محور مقاومت، مجموعهای از نیروهای مختلف است که بهمنظور مقابله با تهدیدات خارجی و حفظ اصول ایدئولوژیک در مقابل سلطهگریها و تجاوزات تلاش میکنند. با وجود برخی ضعفها و چالشهایی که در طول زمان به وجود آمده، این محور بهویژه در چند سال اخیر موفقیتهای قابلتوجهی بهدست آورده است. اما در عین حال، نیاز به بازنگری در استراتژیها و اصلاحات داخلی برای مقابله با تهدیدات و رسیدن به اهداف بلندمدت بیشتر از همیشه احساس میشود. در این تحلیل، به بررسی ابعاد مختلف محور مقاومت و ارزیابی چالشها و دستاوردهای آن پرداخته خواهد.
مفهوم و ماهیت محور مقاومت
محور مقاومت در طول سالها بهطور ویژه در برابر چالشهای بزرگ منطقهای و جهانی قرار گرفته است. یکی از ویژگیهای اصلی محور مقاومت این است که نمیتوان آن را بهعنوان یک اتحاد کلاسیک نظامی تحلیل کرد. این محور بیشتر یک جریان ایدئولوژیک و فرهنگی است که بهویژه در برابر تهدیدات خارجی و در راستای حفظ هویتهای ملی و دینی ایجاد شده است. برخلاف اتحادهای نظامی که معمولاً بر اساس منافع کوتاهمدت و مشترک شکل میگیرند، محور مقاومت بر پایه اصولی ثابت و هدفهایی بلندمدت استوار است که هدف آن، نه تنها مقابله با دشمنان بلکه ترویج آرمانهای مشترک در سطح منطقه است. در واقع، این محور تا زمانی که حتی یک نفر از آن باقی بماند، مفهوم خود را حفظ میکند و پیروزی یا شکست آن بستگی به ادامه مبارزات فردی دارد.
بههمین دلیل، نمیتوان از این محور بهعنوان یک نهاد ثابت و غیرقابل تغییر یاد کرد. هرچند که در برخی مواقع مشکلات اطلاعاتی و امنیتی، ضربات شدیدی به آن وارد کرده است، اما همچنان حضور فعال آن در منطقه، نشاندهنده ادامه حیات این جریان است. این ویژگی به محور مقاومت امکان میدهد که بدون نیاز به تشکیل یک اتحاد رسمی و ثابت، در مقیاس جهانی بهعنوان یک تهدید جدی برای دشمنان خود شناخته شود. در همین راستا، تحلیل وضعیت محور مقاومت باید فراتر از نهادهای نظامی و دیپلماتیک باشد و به پویاییهای اجتماعی، فرهنگی و ایدئولوژیک آن توجه کند.
در این زمینه، یکی از مشکلات اساسی این محور این است که اغلب از سوی دشمنان بهعنوان یک تهدید امنیتی و نظامی نگریسته میشود، در حالی که هدف اصلی آن حفظ آرمانها و هویتها است. این درک اشتباه در مورد محور مقاومت ممکن است باعث شده باشد که برخی نیروها و گروهها در درون آن، نتوانند بهطور مؤثر عمل کنند. بنابراین، برای موفقیت در استراتژیهای آتی، این محور باید بیشتر به بعد فرهنگی و ایدئولوژیک خود توجه کند و از تواناییهای مردم در شکلدهی به آینده منطقه بهره بیشتری ببرد.
در نهایت، برای تحقق اهداف بزرگ و پایدار این محور، توجه به نوع تعامل و همکاریهای داخلی و خارجی اهمیت ویژهای دارد. ارتباطات بین گروههای مختلف این محور باید بر پایه اصول مشترک، وحدت و انسجام باشد تا بتوانند بهطور مؤثر در برابر تهدیدات جهانی و منطقهای مقاومت کنند.
آسیبشناسی محور مقاومت
هرچند که محور مقاومت در مسیر خود به موفقیتهایی دست یافته است، اما از نواقص و ضعفهایی نیز رنج میبرد که نباید نادیده گرفته شود. یکی از مهمترین مسائل این محور، آسیبپذیری در مواجهه با ضعفهای اطلاعاتی و امنیتی است. در برخی مواقع، این ضعفها بهشدت به عملیاتهای نظامی و دیپلماتیک ضربه زدهاند. یکی از دلایلی که موجب شده است این ضعفها بهدرستی شناسایی نشوند، فقدان فضایی مناسب برای انتقاد و اصلاحات در درون نیروهای مقاومت بوده است. این عدم پذیرش انتقادات باعث شده که برخی مشکلات، بهویژه در بخش هایی مانند حزبالله لبنان ، ایران و حاکمیت سابق سوریه پنهان باقی بمانند و در نتیجه منجر به تصمیمات اشتباه یا عدم اقدام به موقع شود.
در واقع، در برخی از مواقع، انتقادات و اصلاحات بهدلیل فشارهای سیاسی و تبلیغاتی از سوی دیگران، سرکوب شدهاند. این عدم انعطافپذیری در پذیرش نقصها و کاستیها، یکی از عواملی است که باعث شده محور مقاومت نتواند بهطور کامل از پتانسیلهای خود استفاده کند. این مسئله بهویژه در زمانهایی که گروههای مقاومت با چالشهای بزرگ مواجه بودهاند، به وضوح قابلمشاهده است. بهعنوان مثال، در مقاطعی که حزبالله و دیگر نیروها باید برای مقابله با تهدیدات خارجی و داخلی آمادگی بیشتری میداشتند، بهدلیل ناتوانی در شناسایی سریع مشکلات، باعث شد دشمنان این گروه فرصت هایی برای ضربه زدن به این گروه بدست آورند و متاسفانه ما دیدیم که چگونه این ضربه های جبران ناپذیر به حزب الله وارد شد.
این نقاط ضعف نه تنها به عملکرد نظامی بلکه به تأثیرگذاری سیاسی محور مقاومت نیز آسیب زده است. اگر گروههای مقاومت نتوانند نقدهای درونی را بهدرستی پذیرفته و اصلاحات لازم را به موقع انجام دهند، بهطور قطع قادر به رسیدن به اهداف بلندمدت خود نخواهند بود. بر همین اساس، محور مقاومت باید بهطور جدی به آسیبشناسی درونی پرداخته و با شفافیت بیشتری در مورد ضعفهای خود صحبت کند (یا حداقل در محافل خصوصی به این موضوعات بپردازند) تا از درون این نقاط ضعف، قدرتی برای پیشرفت و تحولات ایجاد کند.
در نهایت محور مقاومت ، باید روی دو مقولهی مهم تمرکز کند: اول، تقویت توان اطلاعاتی و امنیتی بهمنظور مقابله با تهدیدات پیچیده؛ و دوم، ایجاد فضایی برای انتقاد سازنده و اصلاحات مستمر بهمنظور پیشرفت مستمر در داخل گروهها و نیروهای مختلف.
بازنگری در استراتژیهای عملیات
یکی از مشکلات اساسی محور مقاومت این است که در برخی موارد، عملیاتها بهدرستی تعریف و اجرا نمیشوند. در واقع، بسیاری از گروهها در محور مقاومت، تعریف دقیقی از نبرد فرسایشی نداشتند و گاهی اوقات تعلل و محافظهکاریهای بیجا باعث شده است که عملیاتها تأثیرات لازم را نداشته باشند. این ضعف در استراتژیگذاری و برنامهریزی، بهویژه در زمینه حملات راکتی حزبالله لبنان، قابلمشاهده بود. این حملات که بیشتر مناطق کمارزش از نظر استراتژیک هدف قرار می دادند، نتواستند تأثیرات محسوسی بر معادلات میدانی بگذارند. انتخاب اهدافی که ارزش استراتژیک کمتری دارند، موجب شده بود که این حملات به شکلی پراکنده و بیاثر درآید.
یکی دیگر از مشکلات، عدم استفاده بهینه از سلاحهای پیشرفته و کمیت کافی در زمانهای نیاز بود، بهویژه در حملات استراتژیک، حزبالله و دیگر نیروهای مقاومت نمیتوانستند از ظرفیتهای خود بهطور کامل استفاده کنند. سلاحهای مناسب و حجم کافی از نیروی انسانی در برخی مواقع بهدلیل تصمیمات اشتباه در دسترس نبودند. این موضوع باعث شده که عملیاتهای بزرگ که میتوانستند معادلات جنگ را تغییر دهند، در نهایت تأثیر بسیار کمی داشته باشند.
در ایران نیز مشابه چنین مشکلاتی وجود داشت. برخی عملیاتهای نظامی که قرار بود اثرات عمیقی بر معادلات سیاسی و نظامی بگذارند، هیچگاه بهطور کامل و طبق دستور رهبری اجرا نشدند. بهجای انجام عملیاتهایی که بهطور مستقیم معادلات را تغییر دهند، گاهی تصمیمات محافظهکارانه مانع از رسیدن به هدفهای اصلی شدند. این ضعفها در نهایت موجب شده است که محور مقاومت در برخی مواقع نتواند در برابر تهدیدات خارجی بهطور مؤثر واکنش نشان دهد همچنین دستگاه دیپلماسی اعتماد بنفس خود را در برابر رقبا از دست بدهند.
دستاوردها و موفقیتهای محور مقاومت
با وجود چالشها و مشکلات متعدد، محور مقاومت در چند سال اخیر موفقیتهای مهمی را در برابر دشمنان خود بهدست آورده است. انصارالله یمن و مقاومت غزه دو نمونه بارز از این موفقیتها هستند که نشان میدهند حتی در سختترین شرایط، میتوان به پیروزیهای چشمگیر دست یافت. انصارالله یمن، با مقاومت در برابر حملات سعودیها و ائتلاف غربی، توانسته است ضربات مهمی به دشمن وارد کند و کنترل مناطقی از یمن را حفظ کند. مقاومت غزه نیز با دفاع جانانه از سرزمینهای خود در برابر حملات اسرائیل، نشان داده که قادر است با حداقل منابع و با اتکا به آرمانهای مقاومتی، به مقابله با یکی از قدرتمندترین ارتشهای جهان بپردازد.
شکست لشکر غزه اسرائیل در اکتبر 2024 و قطع کریدور دریایی مستقیم اسراییل به هند توسط یمن ، مثالهای روشنی از موفقیتهای محور مقاومت است که بهویژه در مقیاس جهانی اثرگذار بودهاند. این موفقیتها نه تنها به افزایش اعتبار محور مقاومت در سطح جهانی منجر شدهاند، بلکه بهطور عمده در افکار عمومی مسلمانان و مردم منطقه تأثیر گذاشته است. همچنین این دستاوردها نشان میدهند که اگر نیروهای مقاومت از ظرفیتهای انسانی خود بهرهبرداری کنند، میتوانند در برابر دشمنان به پیروزیهای بزرگی دست یابند
لزوم استفاده درست از کارت وعده صادق 3
در شرایط فعلی، یکی از مهمترین مسائل برای محور مقاومت، اجرای وعده صادق 3 است که به تغییر معادلات منطقهای و جهانی اشاره دارد. این وعده، که بهنوعی میتواند نقطهعطفی در استراتژی محور مقاومت باشد، نیازمند دقت و زمانبندی مناسب در اجرای عملیاتها است. یکی از نکات بسیار مهم در این زمینه، این است که اجرای عملیاتها نباید تحت تاثیر هیجانات یا محافظه کاری بیش از حد قرار گیرد، البته اجرای این عملیات درحالت فعلی به نظرم نقطه مثبتی نخواهد داشت بهویژه زمانی که غزه و کرانه باختری در وضعیت آتشبس قرار دارند.
محور مقاومت باید از این کارت برای ایجاد بازدارندگی برای غزه و کرانه باختری استفاده کنند و فشارها را بر مذاکرات احتمالی با اسرائیل و آمریکا وارد آورد. این امر میتواند بهطور مؤثری بهعنوان یک کارت چانهزنی در مذاکرات منطقهای و جهانی به کار گرفته شود. هدف از این بازدارندگی، جلوگیری از هرگونه جنگ جدید و به خصوص تحمیل شرایطی به دشمنان است که در آن، محور مقاومت بتواند امتیازاتی را از متحدان اسرائیل دریافت کرده و موقعیت خود را در عرصه بینالمللی تقویت کند.
البته اگر اسراییل نسبت به این بازدارندگی بی تفاوت عمل کند و جنگ را از سر بگیرد ، ایران باید هماهنگ با محور مقاومت دست به یک عملیات پیچیده و متفاوت بزند که طی آن افکار عمومی نسبت به ایران در بین اعراب ، روحیه نیرو های اسراییلی ، اپوزیسون دولت رژیم صهیونیستی و توان مبارزاتی این رژیم دچار تغییرات محسوس شود.
حقیقت پایانی
در پایان، تحلیل وضعیت محور مقاومت نشان میدهد که این محور همچنان با چالشها و ضعفهایی مواجه است، اما در عین حال توانسته دستاوردهایی نیز رقم بزند. برای پیشبرد اهداف بلندمدت، ضروری است که این محور در مسیر بازنگری در استراتژیها و اصلاحات داخلی گام بردارد. تقویت توان اطلاعاتی، پذیرش انتقادات و انجام اصلاحات مستمر در استراتژیها و عملیاتها، میتواند محور مقاومت را بهعنوان یک بازیگر جهانی و منطقهای در آینده تقویت و حفظ کند.